تبلیغات
وارثان یاس - یه ذره مهم...
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

سلام

17 اردیبهشت،  یه روزیِ اگر گفتید...؟؟؟


متن زیر از طرف خانم فاطمه دلداده ی مهدی(عج) :


به نام خداوندِ بوته و باران         آفتاب ِ همیشه مهربان!

برایِ من که شروعِ زمستانم،
دستِ کم باید چند نفسِ عمیق بکشم!
برایِ نوشتن از آغازی بهاری و برکتی اُردیبهشتی




اتفاقی نبود
امّا
شد اتفاقی زیبا و ماندگار
شُد بودن،
بودنی که مدیونِ کسی هستی
که تا همیشه
    به تو فکر می کند
        نگرانت می شود
           دلتنگت می شود

مهم تر، دوستت دارد و دعاگوی توست
آری!
کسی که او را "فرشته ی زمینی" می نامند
همان که در چنین روزی
آمدنت را با "فانوس" و "دعا" و "عشق" به انتظار نشسته بود
تا تو را
از خدا "هدیه" بگیرد
دست و سرش را بالا گرفته
برای شُکرِ مهربانی که تو را ازش خواسته بود

تو رسیدی



آن روز  آفتاب روشن تر از همیشه تابید تا
چهره ی معصوم تو را
شفاف تر ببینند، همه
ببینند
" اولین لبخندِ پس از گریه ی تولدت را".
.
.
.
بودن،
بودنی که باید تمام تلاشت این باشد
که "فوق العاده" باشی!

پ.ن: شیدایِ عزیز! تولدت رو با ی دنیا گُل سُــ
ــرخ تبریک میگم،
الهی هیچوقت از چشم خُدا نیُفتی و عاقبت بخیر بشی.
برگ سبزی بود،ببخشید وقتم کم بود





ن : شیدا مهدوی
ت : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
وارثان یاس - یه ذره مهم...
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

سلام

17 اردیبهشت،  یه روزیِ اگر گفتید...؟؟؟


متن زیر از طرف خانم فاطمه دلداده ی مهدی(عج) :


به نام خداوندِ بوته و باران         آفتاب ِ همیشه مهربان!

برایِ من که شروعِ زمستانم،
دستِ کم باید چند نفسِ عمیق بکشم!
برایِ نوشتن از آغازی بهاری و برکتی اُردیبهشتی




اتفاقی نبود
امّا
شد اتفاقی زیبا و ماندگار
شُد بودن،
بودنی که مدیونِ کسی هستی
که تا همیشه
    به تو فکر می کند
        نگرانت می شود
           دلتنگت می شود

مهم تر، دوستت دارد و دعاگوی توست
آری!
کسی که او را "فرشته ی زمینی" می نامند
همان که در چنین روزی
آمدنت را با "فانوس" و "دعا" و "عشق" به انتظار نشسته بود
تا تو را
از خدا "هدیه" بگیرد
دست و سرش را بالا گرفته
برای شُکرِ مهربانی که تو را ازش خواسته بود

تو رسیدی



آن روز  آفتاب روشن تر از همیشه تابید تا
چهره ی معصوم تو را
شفاف تر ببینند، همه
ببینند
" اولین لبخندِ پس از گریه ی تولدت را".
.
.
.
بودن،
بودنی که باید تمام تلاشت این باشد
که "فوق العاده" باشی!

پ.ن: شیدایِ عزیز! تولدت رو با ی دنیا گُل سُــ
ــرخ تبریک میگم،
الهی هیچوقت از چشم خُدا نیُفتی و عاقبت بخیر بشی.
برگ سبزی بود،ببخشید وقتم کم بود





ن : شیدا مهدوی
ت : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
ر