تبلیغات
وارثان یاس - شب وصال یک مادر...
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

باز قلم را به دست گرفته ام ، باز دلم تنگ آمده از فریادهایی که خواست بزند و نتوانست از اشکهایی که خواست جاری کند و مجالش ندادم ، باز این قلم است که شده زبان دل شکسته ام و می نویسد از احساسات چندگانه اش لحظه ای خوشحال است از شکوه و عظمت این ماه که به فرموده نبی ماه خداست ، ازاین میلاد پرنور که فرشته ها برای شاد باشش به زمین می آیند ، از این نامگذاری پرمعنا پر عشق پدر  عظمتی به صلابت کوه ها که نه به صلابت یک شهید ، یک پدر پر از راز در چارچوب یک قاب خاطره شده برای ما و دست نیافتنی از فکرکوتاه ما ، و زندگی و امید و غم و نگاه و هزاران واژه دیگر که برای فرزند او از چشمهایش در آن قاب می بارد، و اما لحظه ای پراز حزن و اندوه به یاد مادری  که تقویم را می شمارد سال تولد فرزندش را وقتی می گویند روز مرد ، روز پدر شده لبخند می زند و به فکر می رود دردانه ام اگر بود فرزندی اگر داشت ...آه می کشد لبخند خشکیده به لبانش اشکهایش جاری...نمی گوید اما در دل تاب ندارد دیگر برای رفتن برای لحظه عاشقی برای رسیدن به امانتی که سپرده بود به صاحبش برای رسیدن به دردانه اش ، راستی این روزها مادری آسمانی شد قطعا دیشب را مهمان بود ...واژه ها را من گم کرده ام اما یقین دارم او سرود لالایی مادرانه را برای بزرگ مردش...خدایش رحمت کند......................

                                                                                                           
شیدا

Click for larger version




ن : شیدا مهدوی
ت : شنبه 13 خرداد 1391
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
وارثان یاس - شب وصال یک مادر...
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

باز قلم را به دست گرفته ام ، باز دلم تنگ آمده از فریادهایی که خواست بزند و نتوانست از اشکهایی که خواست جاری کند و مجالش ندادم ، باز این قلم است که شده زبان دل شکسته ام و می نویسد از احساسات چندگانه اش لحظه ای خوشحال است از شکوه و عظمت این ماه که به فرموده نبی ماه خداست ، ازاین میلاد پرنور که فرشته ها برای شاد باشش به زمین می آیند ، از این نامگذاری پرمعنا پر عشق پدر  عظمتی به صلابت کوه ها که نه به صلابت یک شهید ، یک پدر پر از راز در چارچوب یک قاب خاطره شده برای ما و دست نیافتنی از فکرکوتاه ما ، و زندگی و امید و غم و نگاه و هزاران واژه دیگر که برای فرزند او از چشمهایش در آن قاب می بارد، و اما لحظه ای پراز حزن و اندوه به یاد مادری  که تقویم را می شمارد سال تولد فرزندش را وقتی می گویند روز مرد ، روز پدر شده لبخند می زند و به فکر می رود دردانه ام اگر بود فرزندی اگر داشت ...آه می کشد لبخند خشکیده به لبانش اشکهایش جاری...نمی گوید اما در دل تاب ندارد دیگر برای رفتن برای لحظه عاشقی برای رسیدن به امانتی که سپرده بود به صاحبش برای رسیدن به دردانه اش ، راستی این روزها مادری آسمانی شد قطعا دیشب را مهمان بود ...واژه ها را من گم کرده ام اما یقین دارم او سرود لالایی مادرانه را برای بزرگ مردش...خدایش رحمت کند......................

                                                                                                           
شیدا

Click for larger version




ن : شیدا مهدوی
ت : شنبه 13 خرداد 1391
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
ر