تبلیغات
وارثان یاس - چرا على (ع) در برابر هجوم به خانه و توهین به همسرش بردباری پیشه کرد؟
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

چرا على (ع) در برابر هجوم به خانه و توهین به همسرش بردباری پیشه کرد؟


 حضرت آیت الله سبحانی به پرسشی درباره دلایل بردباری حضرت علی در جریان هجوم به منزل و جسارت به حضرت فاطمه (س) پاسخ دادند.

مى گویند: تاریخ اسلام، گواهى مى دهد كه على(علیه السلام) یك قهرمان شجاع و خیبرگیر و دلیر و دشمن شكن بود. آیا شایسته است به همسرش جسارت شود و او بردباری كند؟

پاسخ

...پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «أشجعكم من غلب هواه» .شكى نیست كه امیرمؤمنان، شجاع و قهرمان بود و در تاریخ اسلام، فردى به پایه او در مقاومت و دلیرى نمى رسد، او تنها كسى است كه پیامبر در جنگ خندق، درباره اش فرمود: «ضربة علىّ یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین» ( [209]) ولى مصالح آن روز امت اسلامى، ایجاب مى كرد كه صبر و بردبارى را بر اعمال قدرت، ترجیح دهد، زیرا ستون پنجم در داخل مدینه مشغول فعالیت بود كه نظم را به هم بزند. اعراب بیرون مدینه از اسلام دورى جسته و رسماً مرتد شده بودند. در چنین شرایطى اعمال قدرت، و كشتن مهاجم و دستیاران او، نتیجه اى جز یك جنگ داخلى تمام عیار میان بنى هاشم و قبیله هاى تیم و عدى در برنداشت، از این جهت، امام بردبارى را پیشه كرد و كراراً این سخن را تكرار مى كرد:

«فوالله ما كانَ یُلقى فى روعى، ولا یخطرُ ببالى، أنّ العرب تُزعِجُ هذا الأمرَ من بعده (صلى الله علیه وآله) عن أهل بیته، ولا أنّهم مُنَحُّوه عنّى من بعده! فما راعنى إلاّ انثیالُ الناس على فلان یبایعونه، فأمسكتُ یدى حتّى رأیتُ راجعة النّاس قد رجعتْ عن الإسلام، یدعون إلى مَحق دین محمّد (صلى الله علیه وآله) فخشیتُ إن لم أنصر الإسلام وأهله أن أرى فیه ثَلماً أو هدماً، تكون المصیبة به علىّ أعظمَ من فوت ولایتكم التى إنّما هى متاع أیّام قلائل، یزول منها ما كان، كما یزول السَّرابُ، أو كما یتقشَّعُ السَّحابُ; فنهَضتُ فى تلك الأحداثِ حتّى زاح الباطلُ وَزهقَ، واطمأنَّ الدِّینُ وتَنَهْنَهَ». ( [210])

«به خدا سوگند هرگز فكر نمى كردم; و به خاطرم خطور نمى كرد كه عرب بعد از پیامبر; امر امامت و رهبرى را از اهل بیت او بگردانند(و در جاى دیگر قرار دهند و باور نمى كردم) آنها آن را از من دور سازند! تنها چیزى كه مرا ناراحت كرد اجتماع مردم اطراف فلان... بود كه با او بیعت كنند، دست بر روى دست گذاردم تا این كه با چشم خود دیدم گروهى از اسلام بازگشته و مى خواهند دین محمد(صلى الله علیه وآله) را نابود سازند.(در اینجا بود) كه ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یارى نكنم باید شاهد نابودى و شكاف در اسلام باشم كه مصیبت آن براى من از رها ساختن خلافت و حكومت بر شما بزرگتر بود چرا كه این بهره دوران كوتاه زندگى دنیا است، كه زایل و تمام مى شود. همان طور كه «سراب» تمام مى شود و یا همچون ابرهایى كه از هم مى پاشند. پس براى دفع این حوادث به پا خاستم تا باطل از میان رفت و نابود شد و دین پابرجا و محكم گردید».

[209] . تاریخ دمشق، ج1، ص 155(ترجمه على (علیه السلام) ); فرائد السمطین، ج1، ص 255; الدر المنثور، ج5، ص 192.

[210] . نهج البلاغه، نامه 62.




ن : شیدا مهدوی
ت : یکشنبه 25 اسفند 1392
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
وارثان یاس - چرا على (ع) در برابر هجوم به خانه و توهین به همسرش بردباری پیشه کرد؟
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

چرا على (ع) در برابر هجوم به خانه و توهین به همسرش بردباری پیشه کرد؟


 حضرت آیت الله سبحانی به پرسشی درباره دلایل بردباری حضرت علی در جریان هجوم به منزل و جسارت به حضرت فاطمه (س) پاسخ دادند.

مى گویند: تاریخ اسلام، گواهى مى دهد كه على(علیه السلام) یك قهرمان شجاع و خیبرگیر و دلیر و دشمن شكن بود. آیا شایسته است به همسرش جسارت شود و او بردباری كند؟

پاسخ

...پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «أشجعكم من غلب هواه» .شكى نیست كه امیرمؤمنان، شجاع و قهرمان بود و در تاریخ اسلام، فردى به پایه او در مقاومت و دلیرى نمى رسد، او تنها كسى است كه پیامبر در جنگ خندق، درباره اش فرمود: «ضربة علىّ یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین» ( [209]) ولى مصالح آن روز امت اسلامى، ایجاب مى كرد كه صبر و بردبارى را بر اعمال قدرت، ترجیح دهد، زیرا ستون پنجم در داخل مدینه مشغول فعالیت بود كه نظم را به هم بزند. اعراب بیرون مدینه از اسلام دورى جسته و رسماً مرتد شده بودند. در چنین شرایطى اعمال قدرت، و كشتن مهاجم و دستیاران او، نتیجه اى جز یك جنگ داخلى تمام عیار میان بنى هاشم و قبیله هاى تیم و عدى در برنداشت، از این جهت، امام بردبارى را پیشه كرد و كراراً این سخن را تكرار مى كرد:

«فوالله ما كانَ یُلقى فى روعى، ولا یخطرُ ببالى، أنّ العرب تُزعِجُ هذا الأمرَ من بعده (صلى الله علیه وآله) عن أهل بیته، ولا أنّهم مُنَحُّوه عنّى من بعده! فما راعنى إلاّ انثیالُ الناس على فلان یبایعونه، فأمسكتُ یدى حتّى رأیتُ راجعة النّاس قد رجعتْ عن الإسلام، یدعون إلى مَحق دین محمّد (صلى الله علیه وآله) فخشیتُ إن لم أنصر الإسلام وأهله أن أرى فیه ثَلماً أو هدماً، تكون المصیبة به علىّ أعظمَ من فوت ولایتكم التى إنّما هى متاع أیّام قلائل، یزول منها ما كان، كما یزول السَّرابُ، أو كما یتقشَّعُ السَّحابُ; فنهَضتُ فى تلك الأحداثِ حتّى زاح الباطلُ وَزهقَ، واطمأنَّ الدِّینُ وتَنَهْنَهَ». ( [210])

«به خدا سوگند هرگز فكر نمى كردم; و به خاطرم خطور نمى كرد كه عرب بعد از پیامبر; امر امامت و رهبرى را از اهل بیت او بگردانند(و در جاى دیگر قرار دهند و باور نمى كردم) آنها آن را از من دور سازند! تنها چیزى كه مرا ناراحت كرد اجتماع مردم اطراف فلان... بود كه با او بیعت كنند، دست بر روى دست گذاردم تا این كه با چشم خود دیدم گروهى از اسلام بازگشته و مى خواهند دین محمد(صلى الله علیه وآله) را نابود سازند.(در اینجا بود) كه ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یارى نكنم باید شاهد نابودى و شكاف در اسلام باشم كه مصیبت آن براى من از رها ساختن خلافت و حكومت بر شما بزرگتر بود چرا كه این بهره دوران كوتاه زندگى دنیا است، كه زایل و تمام مى شود. همان طور كه «سراب» تمام مى شود و یا همچون ابرهایى كه از هم مى پاشند. پس براى دفع این حوادث به پا خاستم تا باطل از میان رفت و نابود شد و دین پابرجا و محكم گردید».

[209] . تاریخ دمشق، ج1، ص 155(ترجمه على (علیه السلام) ); فرائد السمطین، ج1، ص 255; الدر المنثور، ج5، ص 192.

[210] . نهج البلاغه، نامه 62.




ن : شیدا مهدوی
ت : یکشنبه 25 اسفند 1392
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
ر